هزار جهد بکردم که يار من باشي / مراد بخش دل بيقرار من باشي
چراغ ديدهي شب زندهدار من گردي / انيس خاطر اميدوار من باشي
خبر خاصی نیست زندگی می گذره. بالا و پایین، صاف و موازی.
یه مقاله ام داره چاپ میشه تو یه ژورنال. دو تا هم گزارش فنی دارم که تو ماههای بعدی چاپ میشن. یه کار کوچیک البته از نظر پول کوچیک، بهم پیشنهاد شده که شاید قبولش کنم. دارم روی دو تا مقاله کار می کنم. مدتهاست یه فایل بازکردم برای نوشتن یک طرح که می خوام کم کم تمومش کنم. تو چند تا طرح همکارم و دو تا طرح دیگه هم جدیدا منو همکار کردن. چند تا فکر تو ذهنمه و یه سری کارهای خرده پاش دیگه. اما هیچ کدوم از اینها راضیم نمی کنه. چون خودم می دونم که چقدر درجا زدم و عقبم و بی سواد. چون دلم می خواد دکترا بگیرم. چون دلم می خواد بیشتر از اینا کار علمی بکنم. چون دلم می خواد باسوادتر بشم. چون دلم می خواد یه کار نو رو شروع کنم. چون دلم می خواد علمی تر باشم. چون دیشب که داشتم با مهندس راجع به اون پروژه صحبت می کردم خیلی بازاری راجع به کار صحبت کردم. برای این که گفتم باید کاری باشه که یا پولش زیاد باشه یا کارش کم. باید بصرفه!!! چون اون کار اصلا علمی نیست اما من به خاطر پول قبولش می کنم چون به پولش احتیاج دارم. دلم می خواد زبان بهتر بلد بودم. یعنی اصلا بلد بودم!! اگه زبانم خوب بود با رزومه ای که دارم می تونستم به راحتی یه گوشه ای بورس بگیرم و برم دکترامو بگیرم. دارم میبینم دیگه یارو یه مقاله بیشتر نداره اما رفته اروپا یا امریکا یا حتی همین ژاپن و داره دکترا می گیره. اه از دست این زبان!!! ایتقدر دلم می خواست شب بخوابم صبح مثل بلبل انگلیسی حرف بزنم!!!
- وقتي در ترافيک گير کرده اي لايني که تو در آن هستي ديرتر راه مي افتد.
- هر کاري بيش از آنچه فکرش را مي کني دو برابر آنچه بايد وقت مي برد. مگر اينکه آن کار ساده به نظر برسد که در آن صورت سه برابر وقت مي گيرد.
- هر چيزي که بتواند خراب شود خراب مي شود آن هم در بدترين زمان ممکن.
-- در صورتي که شانس انجام درست يک کار پنجاه پنجاه باشد احتمال غلط انجام دادن آن نود درصد است.
- وسايل نقليه اعم از اتوبوس، قطار، هواپيما و... هميشه ديرتر از موعد حرکت مي کنند مگر آن که شما دير برسيد. در اين صورت درست سر وقت رفته اند.
- اگر به نظر مي رسد همه چيزها خوب پيش مي روند حتما چيزي را از قلم انداخته اي.
- احتمال بد پيش رفتن کارها نسبت مستقيم با اهميت آنها دارد.
- اشياي قيمتي اگر سقوط کنند به مکان هاي غيرقابل دسترس مثل کانال آب يا دستگاه زباله خرد کن (آن هم در حالي که روشن است) مي افتند.
- هر چه بيشتر سعي کنيد چيزي را از مادرتان پنهان کنيد او بيشتر به وب کم شبيه مي شود.
- 80% امتحانات پايان ترم براساس کلاسي است که در آن غايب بوده اي.
- وقتي قبل از امتحانات نکات را مرور مي کني مهمترين شان ناخوانا ترينشان است.
- اگر تو ديرت شده اتوبوس هم دير مي آيد.
- اگر زود برسي اتوبوس دير مي آيد. اگر دير برسي اتوبوس زود رسيده است.
- اگر بليت نداشته باشي پول خرد هم نداري. وقتي پول خرد داري که بليت هم داري.
- مدت زيادي منتظر اتوبوس مي ماني و خبري نيست پس سيگاري روشن مي کني. به محض روشن شدن سيگار، اتوبوس مي رسد. (به عبارت ساده اگر سيگار را روشن کني اتوبوس مي رسد).
- اگر براي زودتر رسيدن اتوبوس سيگار را روشن کني اتوبوس ديرتر مي آيد.
- ديسک مشتري در سيستم تو خوانده نمي شود.
- اگر براي خواندن آن نرم افزار پيچيده اي روي سيستمت نصب کني آخرين باري خواهد بود که چنين ديسکي به دستت مي رسد.
- شعور ضربدر زيبايي ضربدر در دسترس بودن مساوي عددي ثابت است. ( که اين عدد هميشه صفر است).
چهارشنبه صبح با برادر و همسرش و بدون همسری راه افتادم به سمت شهرستان محل تولد. تا شنبه ظهر هم اونجا بودم. ساعت 10 دقیقه به 1 رسیدم تهران. همسری ساعت حدود 1 و ربع با دو شاخه رز اومد دنبالم و .....
هر وقت می ریم شهرستان با خودمون کلی مواد خوراکی و چیزای دیگه می آریم. چون تو شهرستان با توجه به حق انتخاب مواد و انصافی که فروشنده هاش هنوز دارند به نفعته که از اونجا خرید کنی. برای همین در این نوبت که تنها هم بودم و تعطیلی هم بود خریدهام فقط به موارد زیر ختم شد :
خرید چند کیلو نبات، خرید 15 کیلو سبزی قورمه و تحویل به خانمی که تمییزی اون بر خانواده محترمم مسجل شده برای پاک کردن و شستن و خرد کردن و سپس فریز کردن سبزی ها *، خرید 20 عدد بلدرچین تازه (که دقیقا سه ربع به پرواز و با تهدید فروشنده که اگه تا ده دقیقه دیگر نیاوردین اصلا دیگه نمی خوام نیارینشون)، خرید چند کیلو شیرینی.
البته یک مقدار خاک هم برای گلدونام آوردم که دیگه اونا خریدنی نبودن! یک سری هم سوغات از سفر خواهری به مشهد هم با خودم اوردم از جمله یک روسری برای من و یک دست پیراهن و لیاس زیر برای همسری.
* : من اینجا بسته های سبزی قورمه را که از شهروند می گیرم حساب کردم کیلویی حدود دوهزار تومن برام در می آد. در صورتیکه من 15 کیلو سبزی گرفتم کمتر از 5 هزار تومن و 3800 تومن هم خانومه گرفت برای پاک کردن و شستن و خرد کردن آنها. که با توجه به کیفیت سبزی و گل نداشتن انها حدود 10 کیلو سبزی خرد شده بدست اومد. یعنی کیلویی حدود 900 تومن.
- یه ماکرو تو اکسل درست کردم عروس!!! یعنی 3 تا هست. قضیه از اینجا شروع می شه که برای یه کاری باید یه عالمه کار تکراری رو روی چند تا فایل بزرگ انجام میدادم. یک ماکرو ساختم دیدم هر کاری می کنم ارور میده که کارهای خواسته شده زیاده. منم اومدم کل کار را تو سه تا ماکرو تعریف کردم. حالا کارم اینه که اول (ctrl+a) بعد (ctrl+s) و بعدشم (ctrl+d) را فشار بدم. نهایتا فایل آماده است. بفرمایید....
2- یه وبلاگ هم توی این سایت ساختم، یعنی در حقیقت عضو شدم، که دیگه شروع کنم به خوشتیپ شدن. البته فکر کنم دیگه بعد رمضون کامل شروع بشه تلاش برای خوشتیپی!
3- هر کی رو می بینی داره می ناله و می خواد از کشور بره. همه ناامیدن از آینده کشور. همه می ترسن. همه رنج غربت رو به اینجا موندن ترجیح می دن. نکنه .......
4- باید به خودم و خونه یه تکون شدید بدم. دیگه رسما یک خرس پشمالو شدم خونه هم که شده لونه کلاغ.
5- کاش وقت داشتم می رفتم یه آرایشگاه از صبح تا شب (حالا شایدم تا عصر) موهامو کوتاه می کردم (البته کوتاه هست منظور اصلاح است). بعد رنگ می کردم شایدم مش. بعدشم حالت ابروهامو عوض می کردم و برای اولین بار رنگشون می کردم. می خوام از دیدن خودم تو آینه یکه بخورم.
7- کاش رمضون نبود و می تونستم برم سرچشمه. باید اجاق گاز رو عوض کنم. باید یه 60 سانتی بخرم که بتونم کابینت کناریشو بیارم بگذارم سرجاش. با داشتن این گاز90 سانتی مجبور شدم که یکی از کابینتا رو جابه جا کنم و همین باعث شده که اصلا از ترکیب اونجا خوشم نیاد.
8- کاش همسری رو راضی کنم که بیاد با پول پس اندازش یه یخچال بزرگ هم بخریم که من همش در حال سر و کله زدن با این یخچال نباشم و همیشه هم جا نداشته باشه. یه یخچال ساید بای ساید بزرگگگگ. دیگه خیالم راحت بشه.
9- همین و خیلی های دیگه .....
1- از اینکه دیروز شروع کردم به انجام کارهای عقب افتادم خیلی خوشحالم (البته اگه چشم نزنم).
2- می خوام اگه امسال دکتری رشته ام برگزار شد (تازه اولین دوره آزمون این رشته پارسال برگزار شد) شرکت کنم و حتما قبول بشم. بنابراین اول باید زبان را شروع کنم. یادم باشه کتاب تافل رو بیارم سرکار تا تو وقتای اضافه بخونمش.
3- دیشب داشتم مسواک می کردم (تو آشپزخونه) یه سوسک قشنگ پرواز کنان اومد نشست رو پرده. اولش فکر کردم پروانه ای چیزی باشه. همینطور که داشتم پرده را وارسی می کردم پیش خودم فکر می کردم این از کجا اومده. ما که همه پنجره هامون توری دارند! دری هم که باز نیست! که دیدم واییییییییییییییی سوسکه. با دهن کفی دویدم دم دستشویی تا قهرمان سوسک کشی رو صدا بزنم. که البته ایشون هم با کاری نیمه تمام دویدند و مراسم سوسک کشی رو انجام دادند. از خود دیشب تا حالا همش فکر می کم یه سوسک یا شایدم چند تا تو لباسم هستن. همچنین همه جا هم امکان حضورشون وجود دارد. اون پس زمینه فکرمم هست، همش آغشته به سوسکه. ازشون تا سرحد جنون می ترسم و چندشم میشه.
4- حالا باید چه کار کنم این دومین سوسکیه که طی یک سال تو اتاق اومده. نمی دوتن از کجا اومدن. من می گم از کانال کولره ولی همسری میگه از دستشوییه.
5- حالا اگه به جای پرده نشسته بودم رو سرم چیکار می کردم؟؟!؟!؟!؟!؟
6- یه خلاصه مقاله فرستادم برای یه کنفرانسی تو استرالیا پذیرفته شده. یادم باشه کارهاشو انجام بدم. البته اگه بخوام برم. چون اینجا (محل کار) فکر نکنم هزینه اشو بدن. بعدم حساب کن از این سر دنیا بخوای بری اون سر دنیا. بهونه خوبیه برای کار نکردن نه! ولی خوب من کارشو انجام می دم می فرستم یه جای دیگه.
7- گروهی که سریالای رمضونی رو می بینن. دیدین پریشب یه قسمتی رو نشون داد که تا حالا سابقه نداشت. شوهره دوید که همسرش و بگیره بچلونه (شوهر دختر اون حاج آقاهه اون که طرد شده). اصلا انتظارشو نداشتم!!!
8- ببین طرح راهبردی هنوز مونده ها! باید یک زیر طرح براش بنویسی. زود باش. هنوز هیچی ازش نمی دونیا. بجنب.
حس گنگ این روزا رو باید چیکار کرد؟!!